اولین فردی که به جهنم و آخرین فردی که به بهشت می روند چه کسانی هستند؟

پیام خور: در  آیات11 و 12 سوره حجرات خداوند ما را از شش گناه اجتماعی باز داشته است. این گناهان باعث می شود که روابط اجتماعی بهم بریزد، حس منفی را تحریک می کند و باعث اقدام متقابل می شود. مثل گناهان  :تمسخر، عیب جویی ، اسم بد برای هم گذاشتن .

خدا می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از بدگمانی ها پرهیز کنید. بعضی از بدگمانی ها گناه است.(یقین وقتی است که ما صددرصد کاری را می دانیم ،گمان یعنی ما هشتاد درصد یقین داریم و شک یعنی مطلبی را پنجاه،پنجاه می دانیم)

البته ممکن است که بعضی از گمان ها درست باشد ولی بخاطر بعضی گمان های بد، قرآن می فرماید که از بسیاری از گمان ها بپرهیز زیرا بیشتر گمانها بد است. پس ما باید از سوءظن پرهیز کنیم.

خدا می فرماید:و لاتجسسوا. تحسس با تجسس فرق دارد .حضرت یعقوب به فرزندانش گفت که به دنبال یوسف بگردید که این تحسس است و خوب است ولی تجسس یعنی اینکه ما در زوایای پنهانی زندگی دیگران دنبال نکات منفی بگردیم. مثلا شما دارید با تلفن صحبت می کنید. اگر من صحبت های شما را ضبط کنم و روی اینترنیت بفرستم این کار حرام است. حتی کنترل تلفن های ضروری هم یک راز است و کسی نباید آنرا افشا کند.

گاهی اول و آخر سخنرانی ها را می زنند و مطلبی را که می خواهند از آن بدست می آورند یا سخنرانی را بر عکس منعکس می کنند، این سرقت است و گناه بزرگی است.

گاهی فردی مرتکب کار حرامی نمی شود ولی درکشور ما بعضی کارهای غیر حرام ،حرام محسوب می شود. اگر این کار غیر حرام فرد را در اینترنت منتشر کنید و باعث آبرور ریختن او بشود، این کار حرام است.

خدا می فرماید :غیبت همدیگر را نکنید. روایت داریم که اگر غیبت کننده آمرزیده نشود اولین فردی است که به جهنم می رود و اگر آمرزیده بشود آخرین فردی است که به بهشت می رود.

ادامه نوشته

گناهان کبیره (یأس)

فردی که به خداوند ایمان می آورد، اگر به واسطه غفلت، از فرج و رحمت خداوند مأیوس شود، در واقع به یکی از صفات ناپسند کافران منتصب شده است.

پیام خور: یأس و ناامیدی از رحمت الهی از گناهان کبیره است چون سبب یأس از پروردگار عالم اعتقاد نداشتن به قدرت و کرم و رحمت بی پایان او است. در قرآن مجید این ویژگی را از صفات کفار قرار داده و می فرماید: «ناامید از رحمت الهی نمی شود مگر کسی که کافر است.»

پس از شرک هیچ گناهی بزرگتر از یأس نیست زیرا هر گناهی که از شخصی سر می زند تا وقتی که مأیوس نباشد ممکن است در صدد توبه برآمده و با استغفار آمرزیده شود ولی شخص مأیوس آمرزیده شدنی نیست زیرا امیدی به آمرزش و مغفرت خدا ندارد تا توبه نماید. از این گذشته یأس سبب جرأت بر جمیع گناهان می گردد چون شخص می گوید من که معذب خواهم بود چرا خودم را از شهوت دنیا محروم نمایم؟

 

گناهان کبیره ( قطع رحم )

پیام خور: یکی از گناهان کبیره قطع رحم است.حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السلام به کبیره بودنش تصریح فرموده اند و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید وعده آتش بر آن وارد شده و مورد لعن پروردگار عالم است و او را خاسر نامیده است.

از حضرت سجاد(ع) مرویست که فرمود: از مصاحبت قاطع رحم بپرهیز که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم. (1- سوره 2 آیه 25، 2- سوره 13 آیه 26، سوره 47 آیه 24 و 25)

قطع رحم یعنی چه؟

قطع رحم عبارت است از آزردن و رنجاندن خويشان و بستگان و نزديكان، و ياری نكردن و غمخواری ننمودن با آنان در مال و آسايش و خيرات دنيوی در حالی كه به آن محتاج باشند. و علت آن يا دشمنی داشتن با آنان است يا بخل و خسيس بودن. بنابراين قطع رحم از رذائل قوه غضب يا شهوت است، و شكّی نيست كه از بزرگترين مهلكات و تباه كننده دين و دنيای آدمی است.

1 ـ رحِم يعنی چه؟چه کسانی رحم ما محسوب می شوند؟ .....

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

گناهان کبیره: احتکار

حضرت خاتم الانبیا(صلی الله و علیه و آله) می فرمایند:
"کسی که بیش از چهل روز احتکار کند، بوی بهشت را نخواهد یافت؛ با این که بوی بهشت از پانصد سال راه یافت خواهد شد. و جز این نیست که بوی بهشت بر او حرام است چه رسد به خود بهشت."

پیام خور: هر کجا که می نشینی حرف از گرانی و قیمت اجناس است. از این که کالایی تا چند وقت پیش در مغازه ها و بازار یافت می شد، اما حالا که گرانی شده گویی تخم آن جنس را ملخ خورده است. چرایی اینکه بعضی از فروشنده ها کالاها و اجناس را در انبارها و پستوهای مغازه هایشان پنهان می کنند، واضح است؛ سود بیشتر. اما به چه قیمتی را نمی دانیم؟ نمی دانیم آیا آن ها معنا و مفهوم کار خود و نتایج حاصل از آن را می دانند و آگاهانه انجام می دهند و یا به خیال خود فکر می کنند با این کار، مغز و نقطه مرکزی اقتصاد جامعه خود شده اند؟ بدور از هرگونه حواشی به اصل موضوع خود یعنی احتکار می پردازیم؛ اما از آن جایی که در جزییات این موضوع بین فقها و عالمان تعدد نظرات است، از بیان آنها خودداری کرده و به تعریف و عواقب آن بسنده کردیم...

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید... 

ادامه نوشته

اسراف و تبذیر

خداوند در سوره فرقان آیه 67 می فرماید: "و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما"
بندگان شایسته خدا در هنگام انفاق، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه کم می‌گذارند بلکه راه میانه‌ای را می‌پیمایند.

و نیز در سوره اسراء آیه 27 می‌فرماید: "ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین"
اسراف‌کنندگان براداران شیاطین‌اند.

اسراف و تبذیر تقریباً به یک معنا هستند. با این تفاوت که اسراف به معنای تجاوز از حد در همه امور است، مانند اسراف در معصیت یا اسراف در خوردن و امثال آن
اما تبذیر بیشتر در مورد پول به کار می‌رود و مبذّر به معنای کسی است که مال خود را به گونه‌ای متفرّق و پراکنده می‌کند که از بین می‌رود.

اسراف و تبذیر هر دو از صفات ناپسند است و در روایات زیادی از آن نهی شده است، از جمله:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
سخاوتمند باش ولی تبذیر نکن؛ حسابگر باش ولی خسّت به خرج مده!
اگر اندازه گیری و حسابگری در زندگی مراعات نشود، موجب فقر خواهد شد.


در ابن باره، چند روایت نیز از
امام صادق علیه السلام وارد شده است:
پرهیزکار باش و اسراف مکن و تنگ نگیر! بلکه میانه‌روی پیشه کن.

کمترین نوع اسراف این است که ته مانده‌ی آب در لیوان را دور بریزی.

یکی از موارد اسراف این است که لباسی را که مایه آبروی تو است (مثل لباس مخصوص مهمانی) در جایی که باید لباس ساده بپوشی، به تن کنی.

خداوند اموال دنیا را در نزد کسانی که خواسته به امانت گذاشته و اجازه فرموده که تا حد اعتدال و دور از اسراف از آن استفاده کنند بخورند و بیاشامند، بپوشند و ازدواج کنند و مرکب سواری بخرند و سپس به فقرای مؤمنین رسیدگی کنند و احتیاجات آنها را برآورند.
هر کس چنین کند، خوردن و پوشیدن و سواری اش حلال است و هر کس نکند، بر او حرام است.
اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. آیا با مالی که خداوند به او داده باید اسب ده هزار درهمی بخرد در حالی که اسب بیست درهمی هم برای او کافی است؟! اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد.

میانه روی امری است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف و زیاده روی امری است که خداوند آن را دشمن می دارد. حتی اگر هسته ای را بی جا دور بیندازی یا زیادی آب را دور بریزی اسراف است.

منابع:
بحار الانوار، ج 75، ص 302 تا 305.
بحار الانوار، ج 71، ص 344 تا 349.

ریختن آبروی مردم به چه قیمتی؟

پیام خور: قرآن كريم ميفرمايد: ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا لهم عذاب اليم في الدنيا والاخره كسانی كه انتشار زشتی ها را در ميان اهل ايمان دوست ميدارند، در دنيا و آخرت دچار عذاب دردناك ميگردند(نور، آيه 19).

تعاليم دين مقدس اسلام به ما می آموزد كه انسان ها دارای ارزش و احترام مي باشند و به ويژه انسان مؤمن و خداترس و با تقوا دارای احترام ويژه ای می باشد و در روايتی می خوانيم: ارزش انسان با ايمان از حرمت و احترام كعبه بيشتر است.در روايات آمده است كه آبروی مؤمن مانند مال و جان او دارای حرمت است و هر كاری كه باعث ريختن آبروی او گردد از گناهان بزرگ و سنگين شمرده شده است. به همين خاطر است كه گناهانی مانند غيبت و تهمت كه آبروی افراد را در معرض خطر قرار ميدهد در دين اسلام و قرآن و روايات به شدت مورد نهی و سرزنش واقع شده اند و تجسس از حال مردم و كشف اسرار آنان و حتی سوء ظن و بدبينی در مورد آنان ممنوع و حرام و گناه ميباشد. ممكن است از انسان در پنهان گناه و خطايی سر بزند كه وقتی به خود بيايد و متوجه شود پشيمان ميگردد و عذر تقصير به پيشگاه خداوند می آورد و بدين ترتيب آثار بد و عواقب سوء آن با توبه و پشيمانی و جبران خطا برطرف ميگردد و افشا و آشكار كردن آن توسط ديگران باعث ترويج و تبليغ گناه و خدشه دار شدن دامان اجتماع و باعث بدبينی و ايجاد اخلال و خدشه در روابط بين افراد اجتماع میگردد و اجتماعی كه از نظر اسلام افرادش بايد به يكديگر اطمينان داشته باشند و نسبت به هم خوش بين باشند، صحنه بدبينی و عدم اعتماد ميگردد و نظام چنين اجتماعی از هم گسيخته ميگردد و اين كار بر همه جنبه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سياسی و امنيتی اجتماع اثر بد و ناپسند دارد. درست به همين خاطر است كه در اسلام بر پنهان كردن و پوشيده داشتن گناه و تظاهر نكردن به آن و آشكار نساختن از تأكيد فراوان شده و در قرآن كريم ميفرمايد: ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا لهم عذاب اليم في الدنيا والاخره كسانی كه انتشار زشتی ها را در ميان اهل ايمان دوست ميدارند، در دنيا و آخرت دچار عذاب دردناك ميگردند(نور، آيه 19). يعنی حتی ميل به شيوع و انتشار گناهان و زشتی ها تا چه رسد به ترويج و نشر آن انسان را سزاوار عذاب الهی ميكند و ريختن آبروی مردم و آشكار ساختن گناهان پوشيده و عيب های مخفی و پنهان آنها، اقدامی عملی در انتشار گناهان و منكرات در اجتماع است كه عاقبت آن دچار شدن به عذاب خداوند است.حکم شرعی افشا کردن گناه و بردن آبروی انسان: یکی از گناهان کبیره و حرام است.

منابع : (سوره نور آیه 19) استفتائات مراجع .

غیبت، ناهنجاری بزرگ اخلاقی

غیبت یا ترور شخصیت

سرمایه بزرگ انسان در زندگی، حیثیت اوست و هر چیز، آن را به خطر بیندازد، در واقع جان او را به خطر انداخته است. حتی گاه از میان بردن آبروی کسی، از نابودی شخص مهم تر است و اینجاست که در حقیقت گناه او از قتل نفس نیز سنگین تر است. غیبت از آن دسته گناهانی است که به طور مستقیم شخصیت انسان ها را زیر سؤال می برد و گاهی آن را در نظر دیگران بی ارزش می کند؛ چرا که غیبت، همان گفتن سخن ناروا پشت سر دیگران است، که هرگز کسی بدان سخن رضایت ندارد.

از این رو، در روایت های امامان معصوم علیهم السلام بر ترک این رذیله اخلاقی بسیار تأکید و در برخی کتب اخلاقی جزو گناهان کبیره شمرده شده است.

پیام متن:

غیبت، به منزله نابودی شخصیت انسان است که جزو گناهان کبیره به شمار می آید.

غیبت چیست؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

آیا می دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر می دانند. فرمود: اینکه از برادرت چیزی بگویی که خوش ندارد. عرض شد: اگر آنچه می گوییم در او بود، چه؟ فرمود: اگر آنچه می گویی در او باشد، غیبتش را کرده ای و اگر آنچه می گویی در او نباشد، به وی بهتان زده ای.

بنا براین روایت، عذرهایی که برخی افراد برای توجیه غیبت خویش می آورند، نابجاست. برای مثال، گاهی غیبت کننده اظهار می کند که سخن او غیبت نیست، بلکه صفت شخص مورد صحبت است؛ در حالی که اگر صفتش نباشد، تهمت است، نه غیبت. عذر دیگری که بعضی افراد برای گرفتن جواز غیبت به آن متوسل می شوند، این است که این، سخنی است که در حضور او نیز می گوییم، در حالی که پیش روی آنها گفتن هرگز مجوز غیبت نیست و به عبارتی عذر بدتر از گناه است؛ چرا که در این عمل هم آزار مؤمن است و هم هتک حرمت او و بدین گونه گناهش سنگین تر خواهد بود.

پیام متن:

معیار غیبت آن است که در غیاب برادر مؤمن، سخنی از او به میان آید که خوشایند وی نباشد.

اقسام غیبت

گاهی تصور می شود که غیبت تنها با زبان شکل می گیرد، ولی از آنجا که ....

مطالب تکمیلی در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

نمامی و سخن چینی

پیام خور: یکی از گناهانی که در دین مبین اسلام بسیار مزمت شده است “نمامی” در سخن چینی است به نحوی که این عمل به قدری قبیح است که فاعل آن در روایات بدترین افراد در امت اسلام وامم دیگر شناخته شده است .

● عاقبت سخن چین در قبر

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در رابطه با عاقبت کسی که برای اینکه سخنی را از فردی به فرد دیگر انتقال داده تا ما بین آن دو کدورتی را ایجاد نماید می فرماید: (کسی که برای سخن چینی بین دو نفر حرکت کند خداوند بر او در قبرش آتشی را مسلط می فرماید که او را می سوزاند و چون از قبرش بیرون می آید ماری بزرگ و سیاه بر او مسلط می فرماید که گوشت او را می خورد تا داخل جهنم شود .

حرام بودن بهشت بر نمامان و سخن چینان

امام باقر (علیه السلام) در رابطه با حرام بودن بهشت بر فرد نمام و سخن چین فرمودند: “محرمه الجنه:علی القتاتین المشائین بالنمیمه “ ( بهشت بر دروغ تراشانی که برای سخن چینی می روند حرام است

● نمامی و سخن چینی در قرآن

همان طور که می دانیم سخن چین به کسی گویند که حرفی را از یک فرد بشنود و به فرد یا افراد دیگری انتقال دهد که انتقال این حرف باعث مفارقت و قطع ارتباط دوستی آن دو فرد و یا افراد گردد در صورتی که خداوند امر به ایصال و ارتباط بین مسلمانان فرموده است ولی فرد سخن چین باعث قطع این ارتباط و فساد انگیزی بین افراد می گردد لذا ذات اقدس پروردگار در رابطه با این گونه افراد می فرماید: “و یقطعون ما امرالله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار”( و کسانی که قطع می کنند آ نچه را که خداوند امر به وصل آن فرموده و در زمین فساد می کنند برای ایشان است دوری از رحمت خداوند و برایشان بدی سرای آخرت( که همان عذاب اخروی است ) می باشد ()۳)

و در آیه ای دیگر نیز در رابطه با روش برخورد با اینگونه افراد که به نوعی فسق آنان مبرهن است می فرماید: “ ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین” (اگر فاسقی خبری آورد تحقیق کنید و زود باور مکنید که از روی نادانی مردمی را به رنج اندازید (و) بعد هم پشیمان شوید.

مطالب تکمیلی را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

عیب جویی

 

وای بر هر عیبجو و بدگوی دیگران (همزه، آیه 1)

    عیب جویی و عیب گویی از کارهای ناپسند و نابهنجار بسیار زشتی است که هیچ کس آن را بر نمی تابد. عیب جو کسی است که در جست و جوی آن است که نقص و عیب دیگری را شناسایی کرده و به رخ او کشیده و یا در نزد دیگران آشکار ساخته و شخص را بدنام و بدگونه وانمود نماید.

    عیب جویی نوعی تجسس در احوال اشخاص است و از نظر اسلام بسیار زشت و زننده و گناهی قابل عقوبت و کیفر می باشد. در برخی از موارد به عنوان جرم تلقی می شود و مجازات قانونی از حد و تعزیز به دنبال دارد.

    ریشه عیب جویی را می بایست در اموری چون حسادت، کینه جویی، غرور و تکبر دانست. شخصی که در جست و جوی عیب دیگری است یا به انگیزه حسادت، این کار را می کند و یا در پی انتقام و کینه جویی است و یا آن که خود را برتر از دیگری می یابد و می کوشد تا با شناسایی کوچک ترین عیب ها و یا عیب نماها وی را خوار شمارد و بزرگی خود را بنمایاند.

وقتی می خواهی عیوب دیگران را یاد کنی ، عیب خویش را به یاد بیاور. حضرت محمد (ص)

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی;
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم;
اما تو چنان که می نمایی هستی؟؟

پیامهایی در مورد عیب جویی و عیب زدایی.....

ادامه نوشته

بدبینی چیست؟(چگونه بدبین نباشیم)

 

بدبيني چیست؟

بدبينى يا سوء ظن، از بيماري هاى خطرناك روانى است كه هر كس به آن گرفتار شود، ناراحتي، رنج ها و دردها در انتظار اوست. اين بيمارى گاه چنان شدت مى يابد كه شخص ‍ مبتلا، به هر چه مى نگرد يا به هر چه فكر مى كند، مى كوشد نقص يا عيبى در آن بجويد و نيكويي هاى آن را از نظر دور كند. سوء ظن به معناي بدگماني بوده و يکي از رذائل اخلاقي است که در دين اسلام و در قرآن کريم به شدت از آن نهي شده است.

اين خوى ناپسند و بيمارى اخلاقى اعتماد افراد را نسبت به يكديگر از بين مى برد و به آبرو و اعتماد آنها آسيب مى رساند. بدبينى بزرگ ترين مانع همكاري هاى اجتماعى، اتحاد و به هم پيوستگى دل هاست و انسان را گوشه گير ، تك رو و خودخواه بار مى آورد. بدگمانى سرچشمه خشم ها، جنگ و خونريزى هاست.

بدبين يا بايد از همه كناره گيرد يا فقط تظاهر به دوستى كند و خود را چنان بنمايد كه در باطن آن گونه نيست و چون به اشخاص و رويدادها با عينك بدبينى مى نگرد، نمى تواند با بى طرفى و بى نظرى، آن ها را بررسى كند و آن پديده يا شخص را آن گونه كه هست بشناسد. در نتيجه، دچار قضاوت نادرست مى شود و اين خود موجب عقب ماندگى است و نيز موجب بهره نگرفتن از فرصت ها و افراد با ارزش است.

سوء ظن باعث جستجو در كار ديگران مي شود كه عوارض خطرناكى دارد و نيز موجب غيبت و بدگويى از ديگران مي گردد كه آن نيز گناهى بزرگ و زيانبار است.

براي روشن شدن مطلب به حكايت زير توجه كنيد:

 حکایت مرتبط و راههای مقابله با بدبینی در ادامه مطلب....                                           

ادامه نوشته

غیبت و سخن چینی ؛ رذیله اخلاقی رایج جامعه ما

فرض کنید اکنون که در حال خواندن این مطلب هستید ، فرد یا افرادی در حال بدگویی از شما در یک جمع هستند،احتمالا ناراحت میشوید !و البته واقع بینانه است بگوییم حس تنفر نسبت به آنها  ما را فرا میگیرد.......................

غیبت وسخن چینی دوخصوصیت زشت اخلاقی است که متاسفانه قبح وزشتی آن کمرنگ شده و اکنون خیلی ها با توجیهات گوناگون و به دفعات مرتکب آن میشوند.شخصی که سخن چینی ، غیبت وبدگویی میکند رؤیاها واهدافی برای این عمل خود دارد غافل از اینکه با گذر زمان حقیقت آشکار میشود و خود در دامی که پهن کرده گرفتار میگردد.این البته تنها جنبه ظاهری قضیه است و باطن ناآرام وملتهب این افراد زندگی شاد را از درون بر آنها حرام میکند،آخرتشان نیز فدا وفنای حسادت و جاه طلبی شان که انگیزه اصلی سخن چینی و غیبت است میشود...

و عهدمان با خود در سال جدید این باشد که اینگونه نباشیم هر چند بسیار اندک.

 بررسی مختصری دراین باره از منظر قرآن وائمه(ع) ...

ادامه نوشته