غیبت یا ترور شخصیت

سرمایه بزرگ انسان در زندگی، حیثیت اوست و هر چیز، آن را به خطر بیندازد، در واقع جان او را به خطر انداخته است. حتی گاه از میان بردن آبروی کسی، از نابودی شخص مهم تر است و اینجاست که در حقیقت گناه او از قتل نفس نیز سنگین تر است. غیبت از آن دسته گناهانی است که به طور مستقیم شخصیت انسان ها را زیر سؤال می برد و گاهی آن را در نظر دیگران بی ارزش می کند؛ چرا که غیبت، همان گفتن سخن ناروا پشت سر دیگران است، که هرگز کسی بدان سخن رضایت ندارد.

از این رو، در روایت های امامان معصوم علیهم السلام بر ترک این رذیله اخلاقی بسیار تأکید و در برخی کتب اخلاقی جزو گناهان کبیره شمرده شده است.

پیام متن:

غیبت، به منزله نابودی شخصیت انسان است که جزو گناهان کبیره به شمار می آید.

غیبت چیست؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

آیا می دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر می دانند. فرمود: اینکه از برادرت چیزی بگویی که خوش ندارد. عرض شد: اگر آنچه می گوییم در او بود، چه؟ فرمود: اگر آنچه می گویی در او باشد، غیبتش را کرده ای و اگر آنچه می گویی در او نباشد، به وی بهتان زده ای.

بنا براین روایت، عذرهایی که برخی افراد برای توجیه غیبت خویش می آورند، نابجاست. برای مثال، گاهی غیبت کننده اظهار می کند که سخن او غیبت نیست، بلکه صفت شخص مورد صحبت است؛ در حالی که اگر صفتش نباشد، تهمت است، نه غیبت. عذر دیگری که بعضی افراد برای گرفتن جواز غیبت به آن متوسل می شوند، این است که این، سخنی است که در حضور او نیز می گوییم، در حالی که پیش روی آنها گفتن هرگز مجوز غیبت نیست و به عبارتی عذر بدتر از گناه است؛ چرا که در این عمل هم آزار مؤمن است و هم هتک حرمت او و بدین گونه گناهش سنگین تر خواهد بود.

پیام متن:

معیار غیبت آن است که در غیاب برادر مؤمن، سخنی از او به میان آید که خوشایند وی نباشد.

اقسام غیبت

گاهی تصور می شود که غیبت تنها با زبان شکل می گیرد، ولی از آنجا که حقیقت غیبت، سخن گفتن از شخصی در غیاب اوست، به گونه ای که اگر به گوش او برسد ناراحت می شود، پس این کار هم می تواند به وسیله زبان انجام گیرد هم از طریق قلم و یا حتی اشاره های دست و چشم و ابرو. چنان که در روایتی از عایشه نقل است:

زنی پیش ما آمد. چون رو برگرداند، با دستم اشاره کردم که کوتاه قامت است. رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: «غیبت او را کردی».

گاهی ممکن است غیبت به شکل جدی باشد و گاهی در نوع طنز. چه بسا گناهانی که با ابزار طنز انجام می شود، جبران ناپذیرتر از گناهانی باشند که به طرز جدی صورت می پذیرند؛ چرا که انسان در حالت شوخی و طنز آزادی بیشتری برای بیان سخنان خود احساس می کند و مطالبی را که به صورت جدی قادر به گفتن آنها نیست، به راحتی در پوشش طنز و خنده مطرح کند.

گاهی نیز غیبت با تعبیرهای آشکار و گاه کنایی انجام می شود. مثلاً هنگامی که سخن از مؤمنی به میان می آید گفته می شود: بگذریم، شرع مقدس اختیار سخن گفتن را در اینجا از ما گرفته است. این تعبیر نشان می دهد که آن شخص مرتکب کاری زشت شده است و چه بسا اگر به شکل صریح بیان می شد، عمل او چندان ناشایست به نظر نمی رسید، ولی چون فقط اشاره ای اجمالی به موضوع می شود، ذهن شنونده به سراغ هر گناهی درباره فرد می رود.

یا اینکه فردی می گوید: «فلانی صفت های اخلاقی بسیار خوبی دارد، ولی...» سپس سکوت می کند. گاهی در مقام خیرخواهی و دل سوزی می گوید: «خداوند عاقبت فلانی را به خیر کند.» یا می گوید: «من از عاقبت او سخت بیمناکم.» بدین ترتیب، گناه را در ظاهر طاعت مرتکب می شود و به گفته بعضی بزرگان، گناه مضاعفی را عامل می شود؛ هم غیبت و هم ریاکاری: غیبت از این نظر که با همین گفتار سربسته، مطالب زیادی را به طرف نسبت داده است، ریا کاری از این جهت که می خواهد بگوید من اهل غیبت نیستم و مطیع فرمان پروردگارم.

پیام متن:

غیبت می تواند با زبان، اعضا، اشاره ها و کنایه ها و حتی به صورت طنز باشد.

گوش دادن به غیبت

همان گونه که غیبت کردن از گناهان بزرگ است، گوش دادن به غیبت و تأیید آن نیز از گناهان بزرگ معرفی می شود؛ چرا که اگر کسی حاضر نشود به غیبت گوش دهد، افزون بر اینکه نهی از منکر می کند، عمل غیبت نیز تحقق نمی یابد. نه عیب های دیگران آشکار می شود و نه آبروی کسی ریخته می شود. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.» و در حدیث دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است: «اگر در میان جمعی بودی و از کسی غیبت شد، به یاری فرد غیبت شونده برخیز و آن جمع را از غیبت کردن بازدار و از میان شان برخیز و برو.» با توجه به این حدیث، وظیفه آن که در معرض غیبت مسلمانی واقع می شود، این است که تا آنجا که می تواند از او دفاع کند و به یاری اش بشتابد و غیبت کنندگان را از این امر ناپسند بازدارد و سپس مجلس آنها را ترک کند. اگر با وجود قادر بودن بر یاری او، غیبت شونده را حمایت نکند و به دفاع از او برنخیزد تا به این وسیله تشویق غیبت کننده را برانگیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت تنها می گذارد و مکافات گناهانش دامن گیرش می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی فرمود: «هرگاه در حضور کسی از برادر مسلمانش غیبت شود و او بتواند یاری اش دهد، اما به یاری او برنخیزد، خداوند در دنیا و آخرت تنهایش می گذارد.» و در گفتاری دیگر از او نقل است: «گناهش در دنیا و آخرت دامن گیرش می شود.» امام باقر علیه السلام نیز در سخنی گهربار با همین مضمون، نتیجه این عمل را پستی در دنیا و آخرت معرفی می کند.

پیام متن:

گوش فرادادن به غیبت نیز همانند غیبت کردن حرام است و باید دیگران را از غیبت کردن بازداشت.

روان شناسی غیبت کننده

کسانی که به رفتار دیگران بسیار دقت می کنند، با مشاهده برخی از ناهنجاری های اخلاقی آنان، به حقیقت هایی نیز دست می یابند. به عنوان مثال، کسی که در حضور شخصی از مسلمانی غیبت می کند، چون نزد آن مسلمان برود، از این شخص نیز غیبت خواهد کرد و به تعبیر سعدی:

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد لاجرم عیب تو پیش دگران خواهد برد

بنابراین، کسانی که با کنجکاوی پیرامون شان را می نگرند، نسبت به غیبت کننده بدگمان، می شوند چرا که اگر اکنون نزد آنان، از دیگران غیبت می کنند، فردا نیز از آنها نزد دیگران غیبت خواهند کرد. سعدی در این باره زیبا سروده است:

زبان کرد شخصی به غیبت دراز بدو گفت داننده ای سرفراز
که یاد کسان نزد من بد مکن مرا بدگمان در حق خود مکن
گرفتم ز تمکین او کم ببود نخواهد به جاه تو اندر فزود

پیام متن:

آنکه نزد کسی از دیگران غیبت می کند، بی گمان نزد دیگران نیز از آن فرد غیبت خواهد کرد.

ثواب رد غیبت

در روایت های پیشوایان معصوم علیهم السلام ، برای کسی که به دفاع از غیبت شونده می پردازد، اجر فراوانی وعده داده شده است. از جمله اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «هر کس در پشت سر برادرش از آبروی او دفاع کند، بر خداست که او را از آتش برهاند.» بر این اساس، رد غیبت که در واقع دفاع از آبرو و شخصیت مسلمان است، سبب رهایی شنونده از آتش دوزخ می شود. همچنین، از آن حضرت نقل است:

هر کس در مجلسی بشنود که از برادرش غیبت می شود و آن را از او دفع کند، خداوند هزار باب بدی را در دنیا و آخرت از او دفع کند.

این بزرگوار در حدیث دیگری نیز فرمود:

هر کس در مجلسی، غیبتی راجع به برادر خود بشنود و آن را دفع کند، خداوند عزوجل هزار باب شر و بدی را در دنیا و آخرت از او دفع سازد و اگر غیبت را از او دفع نگرداند و خوشحال هم بشود، گناهش همچون گناه غیبت کننده است.

یاری خداوند در دنیا و آخرت، پاداش دیگری است از سوی خداوند به کسی که مانع از غیبت کردن دیگران در غیاب برادر دینی خود می شود؛ چنان که امام باقر علیه السلام می فرماید: «کسی که در برابر او از برادر مؤمنش غیبت شود و او به یاری اش برخیزد، خداوند او را یاری دهد».

پیام متن:

رهایی از آتش جهنم، دفع هزار باب بدی در دنیا و آخرت و همچنین توفیق بهره مندی از یاری خداوند در دنیا و آخرت، پاداش های خداوند به کسی است که مانع از غیبت دیگران در غیاب برادر ایمانی اش شده است.

پی آمدهای ناگوار غیبت

مهم ترین دلیل زشتی غیبت، ریختن آبروی آبرودار است و بیشترین آثار این عمل رذیله، گریبان غیبت کننده را می گیرد. به همین سبب، خداوند متعال در قرآن کریم این عمل را که نابود کننده شخصیت برادر مؤمن آدمی است، با خوردن گوشت او در حالی که مرده است، برابر می داند؛ آنجا که می فرماید:

وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحیمٌ. (حجرات: 12)

از یکدیگر غیبت نکنید. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ آن را ناخوش دارید. [پس] از خدا بترسید که خدا توبه پذیر مهربان است.

در روایت های اسلامی آثار سوء دیگری برای این گناه کبیره بیان شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی اشاره فرموده است:

روز قیامت شخصی را در دادگاه عدل الهی حاضر می کنند و نامه اعمالش را به دست او می دهند. نگاه می کند، حسنات خود را در آن نمی بیند. عرضه می دارد: خدایا این نامه عمل من نیست؛ زیرا طاعات خود را در آن نمی بینم. خداوند به او می گوید: «پروردگار تو نه گمراه می شود و نه چیزی را فراموش می کند، طاعات تو به سبب غیبت مردم از بین رفت.» سپس دیگری را می آورند و نامه عملش را به دستش می سپارند. در آن طاعات زیادی می بیند که انجام نداده بود. عرض می کند: خداوندا، این نامه عمل من نیست؛ چرا که من این طاعات را انجام نداده ام. خداوند می فرماید: «فلان کس تو را غیبت کرد، بدین سبب حسناتش به تو داده شده».

در پاره ای از سخنان ائمه معصوم علیهم السلام ، اثر غیبت در نابودی حسنات، به اثر آتش در هیزم و حتی سریع تر از اثر آتش بر کاه تشبیه شده است؛ آنجا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «آتش که در کاه افتد، زودتر آن را نمی سوزاند و از میان نمی برد؛ که غیبت، حسنات بنده را».

همچنین، پذیرفته نشدن نماز و روزه تا چهل شبانه روز، دیگر اثر ناخوشایند غیبت است. به عبارتی شخص غیبت کننده، از بهره های معنوی عبادات خود به ویژه نماز و روزه هایش، محروم می شود و چیزی جز ظاهر عمل برایش باقی نمی ماند؛ البته تا زمانی که رضایت غیبت شونده را به دست نیاورده باشد. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «هر کس، از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذیرد؛ مگر اینکه غیبت شونده او را ببخشد».

همچنین، غیبت اعتماد افراد را نسبت به یکدیگر از بین می برد؛ چرا که بیشتر افراد ضعف هایی در شخصیت خود دارند و همواره می کوشند آنها را پنهان کنند که در این صورت، اعتماد مردم نسبت به یکدیگر حفظ می شود، ولی آشکار شدن آنها بر اثر غیبت، افراد را به همدیگر بی اعتماد می کند و در نتیجه، بروز مشکلات اجتماعی را موجب می شوند.

غیبت کردن از دیگران، یکی از مصداق های «اشاعه فحشا» در جامعه است. امام علی علیه السلام می فرماید:

کسی که درباره مؤمنی آنچه را چشمش (از بدی ها) می بیند و گوشش می شنود، بگوید، او از کسانی است که خداوند در حق آنان فرمود: «کسانی که دوست دارند کارهای زشت در میان مؤمنان شایع شود، عذاب دردناکی دارند».

در حدیثی نیز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حال غیبت کنندگان در قیامت، این چنین تصویر شده است:

کسی که غیبت فرد مسلمانی را کند، روز قیامت در حالی بیاید که از دهان او بویی می آید، بدبوتر از بوی مردار که اهل محشر از آن در آزار خواهند بود.

پیام متن:

1. در واقع اصلی ترین دلیل حرمت غیبت، همان ریختن آبروی آبرومند است.

2. غیبت، به منزله خوردن گوشت مرده دیگران است که سبب از بین رفتن حسنات و نرسیدن عبادت ها به کمال، موجب سلب اعتماد عمومی و از مصداق های اشاعه فحشا در جامعه است.

درمان غیبت

درمان اصلی هر بیماری، جز با یافتن عوامل بیماری زا و اصلاح آنها امکان پذیر نیست. درباره غیبت نیز باید سراغ ریشه های آن در خود برویم که مهم ترین آنها انحصارطلبی، خودبینی، حسد، انتقام جویی، کینه توزی و شوخی و سرگرمی است. پس برای رها شدن از غیبت، ابتدا باید این ریشه ها را از میان برد.

راه مهم دیگر برای رهایی از این خصلت ناپسند اخلاقی، توجه به پی آمدهای ناخوشایند فردی و اجتماعی، مادی و معنوی آن است. هرگاه انسان به درستی دریابد که با غیبت، شخصیت خود و دیگران را از بین می برد، به یقین چنین عملی را انجام نخواهد داد. نابودی سریع همه نیکی ها و کشیدن جور گناهانی که آنها را مرتکب نشده، ولی به سبب غیبت، از شخص غیبت شونده به پرونده او منتقل شده است، از نتایج ناگوار غیبت است.

پیام متن:

برای درمان غیبت، باید ریشه های آن را شناسایی و سپس ریشه کن کرد و به آثار سوء آن توجه داشت.