آیا تا به حال در مورد کتاب مرجع راهنمای گردشگری که در دست بیشتر گردشگران خارجی که وارد ایران می شوند چیزی شنیده اید: نام این کتاب لونلی پلنت است که انتشاراتی بزرگی به همین نام در کشور استرالیا این کتاب را چاپ و نشر میکند این کتاب برای تمامی کشورهای که دارای اهمیت گردشگری و توریستی هستند با نام همان کشور چاپ و منتشر میشود قابل ذکر است که اطلاعات داخل کتاب توسط فرستادگان وماموران همین شرکت به نسبت اهمیت کشور مورد نظر سالیانه و یا هر چند سال یکبار به روز میشود در لونلی پلنت از گوشه وکنار کشورهای مختلف دنیا اطلاعات وجود دارد از رستورانها و هتلهای معروف دنیا تا کافه ها واقامتگاهای روستایی که از کیفیت آنچنان بالایی هم برخوردار نیستند و این اطلاعات را در اختیار گردشگران ومخاطبان خود از هر گروه و طبقه اجتماعی قرار میدهد . در ضمن این را هم اضافه کنم که در این کتاب غیراز معرفی کردن و پیشنهاد دادن برای رفتن به یک سری مکانهای گردشگری، نویسنده در بعضی موارد گردشگران را از رفتن و یا ورود به اماکن یا شهرو روستاهایی خاص به دلایل گوناگون همانند عدم امنیت منع کرده وبه صورت اخطار مطالبی نوشته که گردشگران نیز به اخطارها کاملا اهمیت ویژه ای میدهند. تمامی این مطالب را گفتم تا به موضوعی جالب رسیدگی کنیم.حالا بشنوید داستانی که در این مورد برای بنده اتفاق افتاده. چند وقت پیش به صورت کاملا اتفاقی با توریست هلندی آشنا شدم و چند روزی را در کنار او و در واقع به عنوان لیدر بی مواجب سپری کردم از آنجایی که بنده حقیر اصالتا خوری هستم و نسبت به خور و منطقه حس ناسیونالیستی خاصی هم دارم در یکی از این روزها که در چایخانه ای به منظور استراحت و چاق کردن نفسی با این دوست هلندی نشسته بودیم باب سخن را در مورد کویر و خور باز کردم و با کلی شور شوق و چند جمله قصار از بزرگان شروع به تبلیغ دیار کویریمان کردم که در این میان دوست خارجی بنده از جیب کناری کوله پشتی خود کتاب جیبی نسبتا ضخیمی را بیرون آورد و شروع کرد به ورق زدن وجستجو ، به من گفت خور من هم به نشانه تائید سری تکان دادم ، درآن صفحه توضیحاتی در مورد مناطق کویر یزد و اصفهان و چند جای دیگر نوشته شده بود که در این میان ناگهان چشمم به توضیحاتی در مورد یکی از روستاهای جنوبی خور افتاد به، به، چه زیبا و دلنشین نوشته شده بود : بهشت کوچک ، مرد بزرگ خانه ای رویایی ووو...کلی کیف کردم حالا چه فرقی داشت اون روستای کوچک دور افتاده وکم جمعیت هم جزئی از خور بود وهمین مسئله می توانست من را راضی کند که کمی از افتخار ثبت این روستا در این کتاب نصیب من هم هست.در حال هوای بالیدن به خودبودم که دوست مو طلائی بنده با انگشت، توجه من را به کادر آبی رنگی که به صورت اخطار نوشته بود جلب کرد، شروع کردم به خواندن موضوع برق از چشمانم پرید ،عرق سردی بر پیشانی بلندم نشست ، مطلب عجیبی در مورد خور ومناطق اطراف نوشته شده بود به غیر از یک جا ....!!!!؟؟؟؟ چیزی که برای من غیر قابل باور بودمطلبی ضد ارزش و متناقض با تمام واقعیت ها در مورد منطقه خور بودو برخورد با گردشگران خارجی !!! بعد از خواندن مطلب خودم را جمع جور کردم و عرق شرمساریم را به آرامی پاک کردم ، به دوستم گفتم کذب و دروغی بیش نیست و برای ثابت کردن گفته هایم از او دعوت کردم تا سفری به خور هم داشته باشیم خوشبختانه با شناختی و اعتمادی که در این چند روز به من پیدا کرده بود این درخواست را قبول کرد و چند روز بعد به اتفاق به خور رفتیم در 3 روز اقامتی که داشتیم از مناطق و روستاهای زیبا همچون ایراج ، بیاضه دادکین ودریاچه نمک و.. چند نقطه دیگر بازدید کردیم و بنده برای اثبات حرفم به این دوست خارجی او را به بازدید از هتلی در خور و چند اقامتگاه دیگر بردم که مورد توجه او قرار گرفت 3 روز سفر ما به خور تمام شد و راهی تهران شدیم در راه از او در مورد سفر به خور ومنطقه پرسیدم او از این سفر خیلی خیلی خوشحال و خرسند بود و چند بار بابت این سفر از من تشکر کرد و من هم خوشحال بودم که کذب بودن تمام مطالب آن کادر آبی در کتاب لونلی پلنت را به این توریست خارجی ثابت کردم ومن همچنان به کویری بودن خود افتخار میکردم .ولی در طول مسیر هشت ساعته تا تهران ذهنم در گیر این موضوع بود چرا و چه کسی باعث وبانی این نوشته های مغرضانه در این کتاب معتبر شده بود؟؟؟خلاصه به تهران رسیدیم ومن از دوست هلندیم جدا شدم ولی از فردا شروع کردم به پیگیری موضوع وپاسخ بسیاری از چون و چراهایم را گرفتم ولی سئوالات دیگری همچنان مرا آزار می دهد که چرایک نفر این همه احساس مالکیت و حق تقدم در یک موضوع و یا یک شغل برای خود قائل است؟؟؟!!!در حدی که بخواهد با آبروی مردمی شریف و خون گرم بازی کند!!ودر اینجا بود که یاد شعری از حافظ افتادم که می گوید : واعظان چون جلوه در محراب ومنبر میکنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
همه اینها گذشت وتمام شد و دوست هلندی من هم رفت ولی چون واقعیت امر با نوشته های آن کتاب متفاوت بود چند ماه بعد ایمیلی از دوستم دریافت کردم که خبر از آمدن خود وتعدادی ازدوستانش را به خور و منطقه میداد و از همه مهمتر این بود که سفراین گروه به ایران ویژه کویربود واقامت یک هفته ای را تدارک دیده بودندومن از این مسئله هچنان خوشحال و سر بلندم
باتشکر از دوست عزیزمان برای ارسال این مطلب
واقعا این مطلب باعث تاسف است چون چهره بدی از ایران وکویر را در ذهن گردشگران ترسیم میکند وبه نظر من باید به سایت لونلی پلنت مراجعه کنیم وبه این مطلب اعتراض کنیم
متن انگلیسی کتاب لونلی پلنت به همراه ترجمه فارسی آن
yazd and the surrounding desert areas are backpacker hub ,and there is a small number of dodgy tourism operator focussing on this segment of the tourism market. on our last we encountered a number of problems , including desperate and somewhat nasty competition between some tour guides (both accredited and unaccredited )and the increasingly erratic public behaviour of a guide once recommended in this book but su sequently deleted after a number of complaints by travellers.be careful about what guide you use.
also of concern is an outfit offering cheap but unlicensed (and therefore illegal) homestay accommodation in the arearound khoor in the dasht_e_kavir. these guys use other young travellers (some foreign)to drum up business by sending them into hotels in tehran.shiraz and yazd,where they entice prospective guests with promises of dirt-cheap accommodation ,alcohol and even drugs.
needless to say, if you are in an illegal homestay where there is alcohol and or drugs and the place is raided by police.you will be in serious trouble .don't risk it
یزد و کویر اطراف آن منطقهای توریستی است و تعداد کمی از شرکتهای توریستی کذاب وجود دارند که بر این بخش از بازار توریسم تمرکز کردهاند. ما در آخرین مرحله از سفرمان با چندین مشکل روبرو شدیم مانند رقابتی ناسالم و کریه بین برخی از راهنمایان سفر (چه رسمی و چه غیررسمی) و بینظمی فزاینده وعلنی یکی از راهنمایان که زمانی همراهی با وی در این کتابچه توصیه شده بود اما متعاقبا و پس از دریافت شکایاتی از سوی مسافران نامش حذف شد. مراقب باشید چه کسی را به عنوان راهنما انتخاب میکنید.از جمله موارد نگرانی دیگر میتوان به یکی از گروههایی اشاره کرد که پیشنهاد اقامت در منزلی ارزان اما بدون پروانه کسب (و در واقع غیرقانونی) را در منطقهای اطراف خور در دشت کویر میدهد. این افراد با اعزام دیگر مسافران جوان (برخی از آنها خارجی هستند) به هتلهایی در تهران، شیراز و یزد از آنها برای رونق دادن به کسب و کار خود استفاده کرده و مهمانانی را که ممکن است دعوتشان را بپذیرند با وعده منزل ارزان، مشروبات الکلی و حتی مواد مخدر فریب میدهند.لازم به ذکر نیست که اگر شما در یک منزل غیرقانونی اقامت کنید که در آن الکل یا مواد مخدر وجود داشته و آن مکان توسط پلیس مورد حمله قرار گیرد، دچار مشکلی جدی خواهید شد. پس چنین ریسکی نکنید.
منبع: بچه کویر