فضایل حضرت علی علیه السلام در منابع اهل سنت
پیام خور: چکیده ای از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد امام علی علیه السلام در منابع اهل سنت:
1 ـ یا امّ سلمه، این علی است که گوشتش گوشت من، و خونش خون من است و او همان است که جایگاهش نزد من مانند جایگاهی است که هارون نزد موسی داشت با این فرق که بعد از من پیامبری نیست. (ینابیع الموده ـ ج 1 ص 390)
2 ـ اگر آسمانها و زمین با تمام طبقات هفتگانه اش در یک طرف ترازو قرار بگیرد و ایمان علی ابن ابیطالب در طرف دیگر باشد، ایمان علی سنگین تر خواهد بود. (مناقب خوارزمی ص 131)
3 ـ اولین کسی از اهل آسمان که علی را به عنوان برادر خود انتخاب کرد، اسرافیل و سپس میکائیل و پس از او جبرئیل بود. (مقتل خوارزمی ص 71)
4 ـ کسی که علی را دوست داشته باشد، نماز و روزه اش مقبول و دعایش مستجاب می شود. (مقتل خوارزمی ص 72)
5 ـ ای علی تو صدیق اکبر (راستگوی بزرگ) و فاروق (جدا کننده حق از باطل) و تو یاور دین اسلام هستی. (ینابیع الموده ج 2 ص 144)
6 ـ اگر مردم بر دوستی علی ابن ابیطالب اجتماع می کردند، خداوند آتش جهنم را خلق نمی کرد. (ینابیع الموده ج 2 ص 29)
7 ـ ای علی، اگر بنده ای، خداوند را به اندازه عمر نوح عبادت کند و به اندازه وزن کوه احد، در راه خدا طلا انفاق نماید و هزار بار پیاده به حج برود و سپس بین صفا و مروه کشته شود، ولی ولایت تو را نداشته باشد، نه بوی بهشت را استشمام می کند و نه داخل آن می شود. (مقتل خوارزمی ص 69)
8 ـ زیّنوا مجالسکم بذکر علی: مجالس و محافل خود را با یاد علی زینت بخشید. (مناقب ابن مغازلی ص 176)
9 ـ یا علی! انک قسیم النار و الجنه ... : ای علی! تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی و روز قیامت بر درب بهشت تکیه می زنی و دوستانت، بدون حساب وارد بهشت می شوند. (ینابیع الموده ج 1 ص 249)
10 ـ من مات من امتی و هو یبغضک مات یهودیا او نصرانیا: یا علی! هر کس از امت من بمیرد در حالی که با تو دشمن باشد بر دین یهودی یا مسیحی مرده است. (مناقب این مردویه ص 76)
11 ـ حکمت به 10 جزء تقسیم شده است که نُه جزء آن به علی و یک جزء آن به همه مردم داده شده است. بخدا سوگند در این یک دهم نیز علی با مردم شریک است. (کنز العمال ج 11 ص 283 ـ مناقب خوارزمی ص 49 ـ احمد بن حنبل در مسند ج 1 ص 140)
12 ـ زمانی که روز قیامت برسد علی ابن ابیطالب بر فردوس (بالاترین مقام بهشت) می نشیند در حالیکه بالای فردوس عرش پروردگار جهانیان است. پس کسی از پل صراط عبور نمی کند، مگر اینکه ولایت علی و اهل بیت او را داشته باشد و آن حضرت دوست داران خود را به بهشت و دشمنانش را به آتش جهنم داخل می کند. (مقتل خوارزمی ص 71)
13 ـ یا علی وعده گاه تو و شیعیانت با من در کنار حوض کوثر است، زمانی که امت ها برای حساب می آیند، شما به نام پیشانی سفیدها صدا زده می شوید. (الدر المنثور ج 6 ص 643)
14 ـ هر کس که بخواهد آدم را در علمش، نوح را در اراده اش، ابراهیم را در شکیبایی و بردباریش، موسی را در ابهتش، و عیسی را در پارسایی و عبادتش بنگرد، به علی ابن ابیطالب نظر کند. (ینابیع الموده قندوزی ج 1 ص 363)
15 ـ لو ان الغیاض اقلام و البحر مداد و الجن حُسّاب و الانس کُتّاب ما احصوا فضائل علی بن ابیطالب ؛ اگر تمام درختان قلم و دریاها مرکب و جنیان حسابگر و تمام انسانها نویسنده باشند، نمی توانند فضایل علی ابن ابیطالب شمارش کنند. (گنجی کفایه الطالب، باب 62 ص 251 ـ ینابیع الموده سلیمان قندوزی ج 2 ص 29)
16 ـ ای علی! خداوند ترا به زینتی آراسته است که هیچ بنده ای بدان مزّین نگشته و خداوند آن را بیش از هر زینت دیگری، دوست دارد و آن زینت، زهد در دنیاست که نه تو در دنیا چیزی به دست می آوری و نه دنیا از تو چیزی به دست می آورد، و خداوند عشق و علاقه به مستمندان را در دل تو قرار داده و تو رهبر محرومان و ضعیفان هستی و آنها پیروان تو هستند. (کفایه الطالب گنجی شافعی ص 81 باب 46 ـ حلیه الاولیاء ابونعیم ج 1 ص 71 ـ المناقب، موفق بن احمد ص 69 ـ اسدالغابه، ابن اثیر ج 4 ص 22)
17 ـ انس بن مالک و جابر بن عبدالله به نقل از رسول خدا صلی الله علیه وآله : انا و هذا علیٌ حجه الله علی خلقه: من و این مرد (علی) حجت خدا بر مخلوقات هستیم. (مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری و مسند احمد و کتاب کنزالعمال ج 6 ص 153)
18 ـ الحق مع علی یدور معه حیثمادار ـ حق با علی است، او به هر سو بگردد، حق در همان سو است (فرائد السمطین، حموینی ج 1 ب 36 ـ کنزالعمال ج 6 ص 156 ـ الصواعق المحرقه، ابن حجر ص 76 ـ نور الابصار، شبلنجی ص 73 ـ مناقب خطیب ـ الامامه و السیاسه، ابن قتیبه ص 67)
چگونگی ولادت : ابن صبّاغ مالکی از دانشمندان معروف اهل سنت می نویسد: «فرزند پاک از نسل پاک، در جایی پاک به دنیا آمد، چنین شکوهی از چه کسی دیده شده است؟ شریف ترین مکان کعبه است، هیچ کس جز علی علیه السلام در کعبه دیده به جهان نگشود. بنابراین کودک کعبه، دارای شریف ترین مقام ها است. مولودی که بهترین روزها (جمعه) در ماه صلح و صفا (رجب) در خانه خدا (کعبه) متولد می شود، جز امیر مؤمنان علی علیه السلام کیست؟» (فصول المهمه، ج 3) فاطمه بنت اسد مادر علی همواره کنار کعبه می آمد و به راز و نیاز می پرداخت، تا این که روزی دیدند این سیدة دومان بنی هاشم، با حالتی ملکوتی در کنار کعبه، متوجه خدا شده و عرض می کند: پروردگارا! من به تو و پیامبران و آنچه از جانب تو آورده اند، ایمان دارم. من سخن جدّم ابراهیم خلیل علیه السلام را تصدیق می کنم، او کعبه را ساخت. پروردگارا! به حق آن کسی که این خانه را ساخت و به حق این مولودی که در رحم دارم، وضع حمل مرا آسان گردان.
در همین لحظه دیدند که دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه داخل کعبه شد و پس از مدتی آن دیوار دوباره مانند سابق به هم پیوست. حاضران حیران و شگفت زده شدند. شب و روز سخن این حادثه عجیب در زبان ها بود. نه کلید، در خانه را می گشود و نه کلنگ در ساختمان کعبه اثر می کرد، همه دریافتند که این حادثه از جانب خداوند است، پس از سه روز فاطمه بنت اسد از خانه کعبه بیرون آمد. دیدند کودکی نورانی در آغوش دارد. وقتی از وی دربارة روزهای سپری شده سؤال کردند، گفت: «هنگامی که وارد خانة کعبه شدم، از میوه های بهشتی که در آن جا بود خوردم.» (ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج 2)
حاکم نیشابوری (فقیه ـ قاضی ـ محدث معروف اهل تسنن): به موجب اخبار متواتره فاطمه بنت اسد، علی بن ابیطالب علیه السلام را در داخل کعبه به دنیا آورده. (مستدرک الصحیحین ـ ریحانه الادب)
مادر علی علیه السلام: فاطمه بنت اسد زنی با شخصیت، هوشمند و بصیر بود. دامنش مظهر پاکی و عفاف و قلبش مملو از معرفت و محبت و عشق حق بود. در میان بزرگان زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جایگاه رفیعی داشت و در پذیرش اسلام گوی سبقت را ربود. او بعد از خدیجة کبری نخستین زنی است که با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مکه بیعت کرد و اولین زن هاشمی است که اسلام آورد و پیاده با پای برهنه از مکه به مدینه هجرت کرد.
یکی دیگر از افتخارات بزرگ این بانوی نمونه این است که کفالت رسول خدا صلی علیه و آله نصیب وی شد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله از هشت سالگی در خانه ابوطالب تحت سرپرستی عموی خود قرار گرفت. فاطمه بنت اسد با علاقه فراوان از وی مراقبت نمود.
ایمان و اسلام و جهاد علی علیه السلام: در روایات آمده است که روز دوشنبه بر پیامبر صلی الله علیه و آله وحی نازل شد و او به رسالت مبعوث گشت و روز سه شنبه علی علیه السلام با آن حضرت نماز گزارد. (حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج 3)
مسلمانان در جنگ بدر هفتاد نفر از کفار را کشتند که 36 نفر آن ها را علی علیه السلام به تنهایی کشت و در کشتن بقیه هم دیگران را یاری کرد.
در غزوة حنین فقط نُه نفر از جمله امیرالمؤمنین با رسول خدا صلی الله علیه و آله باقی ماندند و دیگران گریختند. علی اقیانوس بیکرانه ای است که دست یافتن بر اعماق ذخایر و گنجینه های فضیلت و دانشش کار هیچ شناور و غواصی نیست.
راه علی علیه السلام حق است: از سبط ابن جوزی (دانشمند معروف اهل سنت) نقل می کنند که گفت: اگر «حروف مقطعه» قرآن را ترکیب کنیم و موارد تکراری آن را حذف نماییم، چنین عبارتی به دست می آید: «صراط علی حق نمسکه ؛ راه علی حق است که بدان تمسک جوییم.»
علی علیه السلام از هر عیب و نقصی پاک است: عبدالله بن احمد حنبل می گوید: از پدرم ماجراهای بین علی علیه السلام و معاویه را پرسیدم ، گفت: «علی دشمن بسیار داشت، دشمنان او تلاش کردند چیزی بیابند تا او را بدان وسیله عیب جویی کنند و چون چیزی نیافتند نزد مردی آمدند که با وی سر جنگ داشت و از روی عداوتی که با علی علیه السلام داشتند معاویه را یاری دادند.» (صواعق المحرقه، ص 374)
محبت و ولایت علی علیه السلام سبب کمال ایمان: زمخشری از بزرگان علما و مفسرین اهل سنت می گوید: در حدیث قدسی وارد شده است که خدای تعالی فرموده است: «مَن احبِّ علیا ادخله الجنه و ان عصانی، و من ابغض علیا ادخله النار و ان اطاعنی: یعنی هر کس علی را دوست بدارد، او را وارد بهشت می کنم، هر چند مرا نافرمانی کند، و هر کس علی را دشمن بدارد، او را به آتش جهنم در آورم، و لو این که مرا اطاعت کرده باشد.»
فراگیر شدن فضایل علی علیه السلام در شرق و غرب عالم: زمخشری از علمای اهل سنت می نویسد: «من چه گویم دربارة مردی که فضایل او را دشمنانش از راه کینه جویی و حسد انکار کردند و دوستان او، از ترس و بیم پنهان داشتند ولی از این میان، آن قدر فضیلت های وی انتشار یافت که شرق و غرب عالم را فراگرفت.»
علی علیه السلام شبه خدا: شافعی: «اگر مرتضی علی علیه السلام حقیقت حال و باطن امر خویش را ظاهر سازد مردم کافر می شوند؛ زیرا همه به شبه خدایی نزد او به سجده می افتند. از فضل و منقبت آن حضرت همین بس که دربارة او بعضی شک کرده اند که آیا از خداست یا از خلق.»
علی علیه السلام اولی به حق از همه کس: ابو حنیفه پیشوای مذهب حنفی گوید: «کسی با علی علیه السلام به قتال و جنگ برنخاست مگر آن که علی علیه السلام از وی اولی به حق بود و اگر علی علیه السلام به مقابله با آن ها بر نمی خواست، هیچ کس نمی دانست سیرة بین مسلمین و تکلیف شرعی با این گونه گروه ها از چه قرار است.»
علی علیه السلام دربِ شهر علم نبی صلی الله علیه و آله: ابن صباغ ـ از دانشمندان مذهب مالکی ـ گوید: حکمت از گفتارش چیده می شد و دانش های آشکار و نهانی به قلبش بسته بود، همیشه از سینه اش دریاهای علوم، جوشان و امواجشان بود، تا آن جا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « انا مدینهُ العلم و علی علیه السلام بابها؛ من شهر علمم و علی علیه السلام باب (درب) آن است.»
علی علیه السلام صفاتی داشت که دیگر خلفا نداشتند: محمد فرید وجدی ـ از دانشمندان مصر و مؤلف دائره المعارف ـ گوید: «صفاتی در وجود علی علیه السلام گرد آمده بود که در دیگر خلفا نبود؛ دانشی فراوان، شجاعتی عالی و فصاحتی درخشان. این صفات با نیکویی های اخلاقی و شرافت های ذاتی آمیخته بود؛ بدان سان که جز در افراد کامل پیدا نمی شد. او از نظر شجاعت بالاترین جایگاه را داشت و در تمام صحنه ها با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. او مشکل گشا بود.» (دائره المعارف، ج 6)
علی علیه السلام در حکمت نظری و عملی برتر از افلاطون و سقراط: ابن ابی الحدید ادامه می دهد. «سبحان الله، جوانی از عرب در شهری مانند مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است اما سخنانش در حکمت نظری بالا دست سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته است؛ با اهل حکمت عملی معاشرت نکرده است اما از سقراط بالاتر رفته است، میان شجاعان و دلاوران تربیت نشده است؛ زیرا مردم مکه تاجر پیشه بودند و اهل جنگ نبودند اما شجاع ترین بشری از کار درامد که بر روی زمین راه رفته است.»
علی علیه السلام امام فقیهان: ابن ابی الحدید: یکی از علوم، فقه است. بنیان گذار این علم امام علی علیه السلام است و در اسلام هر فقیهی نان خور اوست و از فقه او بهره می برد. اصحاب ابو حنیفه فقه خود را از ابو حنیفه گرفته اند و فقه شافعی و حنبلی نیز سرانجام به ابو حنیفه می رسد و فقه ابو حنیفه از امام صادق علیه السلام بود ـ و فقه امام صادق علیه السلام به امام علی علیه السلام ختم می شود. و همچنین است فقه مالکی، وانگهی فقهای صحابه، عمر بن خطّاب و عبدالله بن عباس بودند و هر دو از علی علیه السلام دانش گرفته اند. همه می دانند که عمر در بسیاری از مسئله های سخت، به علی علیه السلام رو می آورد و بارها گفته است: «لَو لا علیٌ لهلک عمر؛ اگر علی علیه السلام نبود، عمر هلاک می گشت.»
ابن ابی الحدید، ادامه می دهد که یکی دیگر از علوم، علوم تفسیر است که ریشه اش امام علی علیه السلام است. بیش ترین تفسیر قرآن از علی علیه السلام و ابن عباس است و همه می دانند که ابن عباس همواره همراه علی علیه السلام بود و دانش تفسیر را از او فرا می گرفت. تا آن جا که وقتی به ابن عباس گفتند: «علم تو چه نسبتی با علم علی علیه السلام دارد؟» پاسخ داد: «مانند قطره ای نسبت به اقیانوس».
علی علیه السلام دلاور مرد میدان رزم، و راهب صفت، به هنگام اندرز: ابن ابی الحدید می گوید: «من همیشه در شگفتم از دلاور مردی که در میدان جنگ چنان سخنرانی می کند که گویی دلِ شیر دارد و همو در همان جا به هنگام پند و اندرز چنان سخن می گوید که راهب صفتانی را ماند که لب به گوشت نزده اند و خونی نریخته اند.
آن مرد الهی گاه به صورت بسطام بن قیس (دلیر عرب) و گاه در چهرة سقراط و مسیح پسر مریم نمودار می شود.»
اقتباس علم الهی از گفتار علی علیه السلام: ابن ابی الحدید: «به خوبی می دانید که شریف ترین علوم، علوم الهی است چرا که شرف هر علمی بستگی به شرف معلوم و موضوع آن علم دارد و موضوع علم الهی از همة علوم شریف تر است. این علم از گفتار علی علیه السلام اقتباس و نقل شده، و همة راه های آن از او آغاز شده و به او پایان پذیرفته است.»
سخنان علی علیه السلام بالاتر از سخنان فلاسفه و فصحا: ابن ابی الحدید: «سخنان امام علی علیه السلام در حکمت نظری بالاتر از سخنان افلاطون و ارسطو و در حکمت عملی، عمیق تر از سقراط و در فصاحت فصیح تر از سحبان بن وائل و قُسّ بن ساعده است.»
فقط اوست که گفت سلونی: ابن حجر از سعید ابن مسیب نقل کرده که گفت: «هیچ یک از صحابه را این جرات نبود که بگوید: «سلونی» هر آنچه خواهید از من بپرسید، جز علی بن ابیطالب علیه السلام.»
علی علیه السلام فراتر از حد بشریت: به خلف احمر گفتند کدام دلیر ترند، علی یا بسطام؟
پاسخ داد: «عنبسه و بسطام را با افراد بشر و آدمیان می سنجند نه با آن کس که از حد بشریت فراتر است. گفتند: به هر حال چیزی بگو. گفت: خدا را سوگند، اگر علی نهیبی به روی آنان زند هر دو قالب تهی کنند پیش از آنکه به آنان بتازد.»
علی علیه السلام از معجزات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: محمد بن اسحاق واقدی: «علی علیه السلام از معجزات پیامبر بود مثل معجزة عصا برای موسی و زنده کردن مردگان برای عیسی علیه السلام.» (الفهرست، ابن ندیم، ص 111)
علی علیه السلام امیرمؤمنان است:از جنید دربارة منزلت علی بن ابیطالب علیه السلام در علم تصوف پرسیدند، گفت: «اگر جنگ ها امان می دادند که اندکی به ما بپردازند، ما چیزهایی از این علم «تصوف» از او نقل می کردیم که دلها برنمی تابید. آخر او امیرمؤمنان است.»
در آمیختن گوشت و خون علی علیه السلام با قرآن: محمد امین نواوی می گوید: «علی علیه السلام همه قرآن را حفظ کرد و فرا گرفت، بر اسرارش آگاه بود و گوشت و خونش با قرآن درآمیخت؛ چنان که این مطلب را بررسی کنندة نهج البلاغه، در نهج البلاغه می بیند و می یابد.»
سخن گفتن درباره علی علیه السلام یا غلو است یا ظلم: جاحظ یکی از علمای اهل سنت می گوید: «سخن گفتن دربارة علی علیه السلام ممکن نیست. اگر قرار است حق علی ادا شود گویند فلو است، و اگر حق او ادا نشود، ظلم است.»
بالاتر از مسیح علیه السلام: جرجی زیدان: «اگر بگویم مسیح از علی علیه السلام بالاتر است عقلم اجازه نمی دهد، و اگر بخواهم بگویم علی علیه السلام از مسیح بالاتر است، دینم اجازه نمی دهد.»
علی علیه السلام شهید عظمت خود: جرج جرداق: علی علیه السلام شهید عظمت خود شد؛ او در حالی جان سپرد که نماز را در میان دو لب داشت، با دلی سرشار از عشق خدا در گذشت. تازیان (عرب ها) قدر و مقام راستین وی را نشناختند تا آن که از همسایگان پارسی آنان مردمانی برخاستند که گوهر و سنگریزه را به خوبی از یکدیگر باز شناختند.
علی علیه السلام مقیاس اوج روح و بینش آدمی: جرج جرداق مسیحی می گوید: «علی علیه السلام را نمی توان آدمی خواند، مگر او را مقیاس برای تجسم اوج روح و بینش آدمی بدانیم. آیا در میان خلق، بزرگ مردی را شناخته اید که با متفکران از نظر بلندی فکرشان، با نیکوکاران در نیکی و خیر خواهیشان، با علما و دانشمندان به علمشان، با محققین از نظر تحقیقشان، با مصلحین اجتماعی از نظر اصلاحشان، با دردمندان با آلام و دردهایشان، با ستم دیدگان از نظر احساس و عصیانشان، با ادیبان با ادبشان، با قهرمانان از نظر قهرمانیشان، با شهیدان به شهادتشان، و با انسانیت (هر زمانی، با آن چه که آن را شرف می بخشد و مفتخر می سازد) روبه رو گردد، و در همه موارد برتری گفتار ناشی از عمل، همراه جان بازی های پی در پی، سبقت در زمان هم، از آن او باشد؟»
تأسف بر اجرا نشدن آخرین ارادة پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: ولترـ نویسنده و فیلسوف قرن هجدهم فرانسه در کتاب «رساله ای دربارة آداب و رسوم ملت ها» خلافت علی علیه السلام را مستند شناخته و معتقد است که پیامبر صلی الله علیه و آله و صیت کرده و حتی از صحابه، قلم و دوات خواسته که حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود به صورت کتبی منصوب کند. ولتر از اجرا نشدن این وصیت متأسف است و می گوید: «آخرین ارادة پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اجرا نشد». زیرا او علی علیه السلام را به جانشینی خود منصوب کرده بود و حال آن که پس از مرگش، عده ای ابوبکر را برگزیدند.»
همانند پیامبران علیهما السلام: جبران خلیل جبران ـ یکی از بزرگ ترین نویسندگان و متفکران مسیحی عرب ـ می گوید: «من معتقدم که فرزند ابوطالب نخستین عرب بود که با روح کلی، رابطه برقرار کرد. او نخستین شخصیت از عرب بود که لبانش نغمة روح کلی را در گوش مردمی طنین انداز نمود که پیش از او نشنیده بودند ... او از این دنیا رخت بر بست در حالس که رسالت خود را به جهانیان نرسانیده بود. او چشم از این دنیا پوشید، مانند پیامبرانی که در جوامعی مبعوث می شدند که گنجایش آن پیامبران را نداشتند، و به مردمی وارد می شدند که شایستة آن پیامبران نبودند، و در زمانی ظهور می کردند که زمان آنان نبود. خدا را در این کار حکمتی است که خود داناتر است.»
دریای خروشان علم علی علیه السلام: نویسیان ـ دانشمند مسیحی ـ می گوید: «اگر امام علی علیه السلام این خطیب با عظمت و این گویندة زبردست، امروز در همین عصر، بر منبر کوفه می نشست، شما می دیدید که مسجد کوفه با آن همه وسعت، از مردم مغرب زمین و دانشمندان جهان برای استفاده از دریای خروشان علم علی علیه السلام موج می زد.»
دشمنان علی علیه السلام فرزندان جاهلیت: جبران خلیل جبران ـ فیلسوف و شاعر بزرگ مسیحی ـ می گوید: «علی علیه السلام آن روح کلی بود که آهنگ ابدیت را در فضای عرب منعکس نمود، و چون بزرگ تر از زمان خویش بود، مردم، نه او را شناختند و نه سخنش را درک کردند. آری! هر کس آن چه دربارة او سخنی گفته است، به منزله قطره ای در کنار دریا، یا دانه ای در فضای صحرا است.»
به عقیده من فرزند ابی طالب، نخستین قدیسی بود که با روح کلی جهان ارتباط و پیوستگی یافت، و با او همنشین گشت، و با او دمساز بود.
امام محمد غزالی: متقدمین و متأخرین همه می دانند که فهم کتاب خدا منحصر به علم علی علیه السلام است و اگر کسی این حقیقت را نفهمیده باشد، درِ خانه ای را که خدا از آن در، پرده ها را از روی دل ها برمی دارد، گم کرده است.
زمخشری در ذیل آیه مباهله در سورة محمد می نویسد: در روز مباهله، رسول خدا امام حسن و امام حسین و علی و فاطمه را برای مباهله آورده بود و اضافه می کنند که این آیه دلیل محکمی است بر فضیلت اصحاب کساء (تفسیر کشف).
فخر رازی از علمای معروف اهل سنت: در ذیل آیه نهم سورة اصحاب ام حسبت ان اصحاب کهف و رقیم ... آیا فکر می کنید که داستان اصحاب کهف و رقیم از نشانه های عجیب ماست.
داستان زیر را نقل می کند: علی علیه السلام دست یکی از دوستدارانش را که دزدی کرده بود، قطع می کند و این شخص به ابن الکوا برخورد می کند. از او می پرسد که دستت را چه کسی قطع کرده است؟ می گوید: امیرالمؤمنین و پیشوای مسلمین، داماد رسول خاد و همسر فاطمه زهرا ـ ابن الکوا می گوید! وای بر تو! علی دستت را قطع کرده است و این چنین به مدح و ثنایش پرداخته ای؟ جواب می دهد: چرا مدحش نگویم که او دست مرا به حق بریده و از آتش نجاتم داد هنگامی که سلمان این جریان را به علی علیه السلام رسانید، حضرت دستور داد آن مرد را آوردند، حضرت دست خود بر ساعد او گذاشت و با دستمال دست و ساعد او را بست و دعا بخواند، بعد صدائی از آسمان شنیده شد که دستمال را از روی دست او بردارید. همین که دستمال را برداشتند، دستش به اذن خدا بهبود یافته بود.
ابن ابی الحدید معتزلی گوید: بعد از طوفان نوح تا به امروز در میان اقوام عرب و عجم و ترک و روم و غیره، مردان شجاع بسیاری قدم به عرصه وجود نهادند اما هیچکدام بمانند علی علیه السلام نبودند بلکه حتی در یکی از ویژگی های کمال نیز نتوانستند با او هم سنگی نمایند. صاحب کتاب قدسیان به نقل از دانشمندان عامّه می گوید: جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: خداوند علی علیه السلام را در باطن همراه تمام انبیاء نمود ولی در مورد تو، این همراهی بروز و ظهور داشت.
میخائیل نعیمه (از دانشمندان مسیحی عرب): او در روشن بینی، پاک دلی، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همّت، یاری ستم دیدگان و ناامیدان، متابعت حق، و بالجمله در همه صفات، قهرمان بود، هرگاه بخواهیم بنیان زندگی سعادتمندی را بگذاریم، باید به روش او رجوع کرد و دستور و نقشه را از او بگیریم.
کارلایل (فیلسوف مشهور انگلیسی): ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم، زیرا هر چه خوبی هست همه در علی علیه السلام جمع است، او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود.
پطروشفسکی (استاد دانشگاه لنینگراد): علی علیه السلام تا سرحد شور و عشق پایبند دین، ساده و راستگو بود ... و مقام صفات اولیاء خدا در وجودش جمع بود.
جرج جرداق (متفکر و نویسنده معروف مسیحی لبنانی): ای دنیا! چه می شد اگر همة نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی علیه السلام، با آن عقل، قلب، زبان و شمشیر آشکار می کردی.
و کلام آخر با شما: مظلومیت علی علیه السلام آن زمانی نیست که به خانه اش ریختند و درب خانه را آتش زدند و محسن را در شکم حضرت زهرا (س) سقط کردند و او صبر نمود، مظلومیت علی علیه السلام تنها در خانه نشینی و غضب خلافت نیست، که عصب خلافت جلوه ای از تجلیات ظاهری مظلومیت علی است.
پس رمز جاودانة مظلومیت علی علیه السلام چیست؟
بیشترین مظلومیت و بالاترین رنج و عذاب یک گوهر، ناشناخته و مهجور ماندن آن است.
رمز مظلومیت علی علیه السلام در ناشناخته ماندن آن روز علی علیه السلام است، در ناشناخته ماندن هنوز علی علیه السلام و در ناشناخته و هر روز علی است. (مخصوصاً ناشناخته ماندن در بین شیعیان و پیروان خود!!) که ناشناختند و نشناختیم و نمی شناسیم که او کیست؟!
پروردگارا! یاریم کن تا مطالبی را ارائه کنم که مورد رضای درگاهت باشد و بازم دار از نوشتن مطالبی که رضایت بنده ات و خشم تو را به دنبال دارد.